ججوخان سردار ملی کرمانج cecuxan

ججوخان سردار ملی کرمانج (شمال شرق ایران)، متولد روستای زنگلان (شمال شرقی شهرستان قوچان) در نوجوانی پدرش را از دست داد. ججوخان از مشروطه خواهان قدرتمند در انقلاب مشروطیت ایران در سال 1906 میلادی بود.

ججوخان سردار ملی کرمانج
(منطقه کرمانج، شمال شرق ایران)
» انقلاب مشروطيت» يک رويداد ناتمام دمکراسی خواهی حق محور در تاريخ معاصر ايران است. قیام مشروطهء ایران مجموعه کوششها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطهء قانونمند رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد.

حکومت مظفرالدین شاه با اعتراض مردم و گسترش ناآرامی ها در شهرها و مناطق مختلف ایران روبرو شد. بالاخره مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را امضا کرد. فرمان مشروطیت در اصل فرمان تشکیل مجلس شورای ملی است که مظفرالدین شاه قاجار در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ (اکتبر 1906) در پاسخ به متحصنین در جنبش مشروطه ایران امضا کرد و از طریق آن با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و اینچنین حکومت مشروطه برای اولین بار در ایران تأسیس شد. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند. اولین مجلس ایران (اکتبر 1906) در تهران گشایش یافت. نمایندگان به تدوین قانون اساسی پرداختند و در آخرین روزهای زندگی مظفرالدین شاه این قانون نیز به امضای او رسید.

پس از مرگ مظفرالدین شاه (دی ماه 1285 خورشیدی)، ولیعهد او محمدعلی میرزا، شاه شد و از همان ابتدا به مخالفت با مشروطه و مجلس پرداخت. او در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. از امضای قانون اساسی سر باز زد. روس‌ها شاه تازه را در دشمنی با مجلس و مشروطه، روز به روز بیشتر تقویت نمودند. مخالفت شاه با مشروطه و مشروطه خواهان مجددأ سبب اعتراضات مردم شد.

نشریه هفتگی صوراسرافیل که در این دوران منتشر می شد، نقش مهمی در تشویق مردم به آزادیخواهی و مقابله با شاه و ملایان طرفدارش و در راس آنها شیخ فضل الله نوری اصول گرا که ضد مشروطه بود، داشت. محمدعلی شاه و دیگر مستبدان با همراهی شیخ فضل الله نوری عده ای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کردند و به درگیری با نمایندگان و مدافعان مجلس پرداختند. بعد از انداختن بمبی توسط یاران حیدرخان عمواوغلی به کالسکه حامل محمدعلی شاه، او به مقابله جدی با مجلس پرداخت و به باغشاه رفت و بریگاد قزاق را برای مقابله با مجلس آماده کرد. کلنل لیاخوف روسی فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف با نیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را (‏23 ژوئن 1908) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در این حمله کشته شدند. محمدعلی شاه، لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد و به تعقیب نمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. بسیاری از مشروطه خواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند.

در شهرها و مناطق مختلف ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز با شنیدن خبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب مردم به آذربایجان فرستاد. سرداران ملی ترک آذربایجان (ستارخان، باقرخان) و حیدرخان عمواوغلی به بسیج مردم آذربایجان و سازماندهی نیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله با نیروهای دولتی دست زدند.

در مناطق لرستان و اصفهان اعتراضات به بست نشینی عده ای انجامید و با پیوستن بختیاریها کار بالا گرفت. صمصام السلطنه ایلخان بختیاری با نیروی مسلح زیادی به اصفهان وارد شد. برادر او سردار ملی لرستان علیقلی خان سردار اسعد نیز از اروپا به اصفهان آمد. در کردستان نیز مردم به رهبری سردار یارمحمدخان کرمانشاهی به پا خاستند.

در منطقهء گیلان نیروهایی به فرماندهی سپهدار اعظم از شمال و نیروهای بختیاری به فرماندهی علیقلی خان سردار اسعد از جنوب به سمت تهران آمدند و اردوی شمال و جنوب در نزدیکی تهران به هم پیوستند. در تهران هم دوباره کوششها بالا گرفت. در این موقع نیروهای روس، که از انزلی وارد شده بودند، به قزوین رسیده بود و اردوی انقلابی مشروطه را از پشت سر تهدید می‌کرد.

در خراسان نیز عده‏ای سالدات /سلات (سرباز و نظامی های روسی – Soldat) با تجهيز كامل مستقر شدند. طبيعی است ورود سربازان روس به منظور پشتيباني از كساني بود كه با مشروطه‏خواهان و حكومت مشروطه سر مخالفت داشتند. از جملهء مشروطه خواهان شمال خراسان سردار ججوخان کرمانج و یارانش بودند.

فردی بنام يوسف هراتی در شهر مشهد علنأ آهنگ مخالفت ‏با مشروطه ساز كرد و به تحريك بيگانگان، جمعي از اراذل و اوباش و اشرار را به دور خويش جمع كرد و با آشوبگری آرامش شهر را بر هم زد و برضد مشروطه‏طلبان تبليغ مي‏كرد. روز شبنه دهم فروردين 1290 خورشیدی اعلاميه‏ای از طرف كنسولگری روس صادر شد، كه اگر مردم تا دو ساعت ‏به غروب مانده از صحن و حرم خارج نشوند و كسبه بازار به سر كارهای خود برنگردند ناگزير به كمك قوای مسلح و گلوله‏های توپ مردم را متفرق خواهند ساخت. چيزی نگذشت كه سربازان مسلح روسی جلو مسجد جامع و كاروانسراي بانك صف‏آرايی كردند و از آن طرف هم اشرار و آشوب‏طلبان روی پشت‏بام مسجد و بالای گلدسته‏ها با تفنگ جمع شدند. سربازان روس و توپچی های آنان نيز از چند نقطه آماده شليك شدند. ضرب‏الاجل به پايان رسيد و به يكباره از چند جانب صدای غرش توپ‏ها بلند شد و گلوله‏های آتشين به طرف گنبد مطهر و صحن امام هشتم‏ (ع) پرتاب گرديد. عده‏ای با مسلسل و توپهای سبك پيشروی كردند و حرم مطهر و ضريح حضرت را به گلوله بستند. ملك‏الشعرای بهار به مناسبت اين واقعه اشعاری تحت عنوان «توپ روس» سروده كه در ديوان او آمده است.

در منطقهء کرمانج شمال خراسان نیز مردم به رهبری ججوخان در راستای دفاع از خواسته های بحق مشروطه به پا خواستند. ججوخان سردار ملی کرمانج (شمال شرق ایران)، متولد روستای زنگلان (شمال شرقی شهرستان قوچان) در نوجوانی پدرش را از دست داد. در هنگام انقلاب مشروطیت در سال 1906 میلادی حکومت سنتی و محلی کرمانج مقام سنتی پدرش را به او تفویض نمود، بدینسان او رسمأ به حکمرانی منطقه کرمانج به مرکزیت میانکوه منصوب شد. در آن زمان روسیه و انگلیس کاملأ بر تصمیم گیریهای ایران اثرگذار بودند. ججوخان پس از مدتی در صدد انتقال مرکزیت حکومت محلی کرمانج به شهر قوچان (مرکز تاریخی حکومت محلی کرمانج از سال 1610 میلادی به بعد) برآمد تا رسمأ حکومت ایالتی- ولایتی مشروطه منطقه کرمانج را اعلام، و بدینسان نیروهای ملی و قومی را علیه روسها که منطقه کرمانج را اشغال کرده بودند، بسیج نموده تا آنان را مجبور به ترک ایران کند.

پس از بمباران حرم امام رضا (ع)، روسهای تزاری که سردار ملی کرمانج را فردی با صلابت، پرقدرت و مخالف اهداف و امیال تجاوزکارانه خویش می دیدند در صدد دستگیری او برآمدند. ججوخان با همکاری ستون پنجم (طرفداران محمدعلی شاه که مخالف دمکراسی مشروطه بودند) یکبار دستگیر شد اما بواسطه اینکه او سرداری بسیار حرفه ای و چیره دست بود با مهارت و ظرافت خاصی از زندان روسها گریخت.

ججوخان مبارزه علیه روسها (عوامل خارجی ضد دمکراسی و آزادی در ایرϧن مشروطه) و محمد علی شاه مخلوع که به سفارت روسیه پناه برده بود (عوامل داخلی ضد دمکراسی و آزادی ایران مشروطه) ادامه داد و به پاسگاهها و پایگاههای آنها در منطقه و نوار مرزی (شمال شرق ایران) حمله می کرد و افسران و سربازان روسی (سلاتهای روسی) متجاوز را به سزای اعمال خود می رساند، اسلحه و مهمات آنان را بین سواران خود و قشون کرمانج تقسیم می نمود.

روسها رسمأ از حکومت وقت ایران خواستند که ججوخان، این رهبر همیشه قهرمان و جوانمرد رشید و نامی کرمانج، را دستگیر کند، ولی دولت گفته بود که او از طرفداران زیادی در منطقه برخوردار است و این کار از عهدهء ما ساخته نیست. پس از این جریان روسها تمام نیروهای خود را علیه سردار ملی کرمانج، بسیج کرده و به تعقیب او فرستادند. این تعقیبها موثر واقع نشد. ججوخان بعنوان رهبری نترس و یک چهرهء شناحته شدهء مشروطه خواه کرمانج، ملیت گرای کرمانج دوست و ایرانی روس ستیز (اشغال گر خارجی ضد دمکراسی مشروطه در ایران) محبوب مردم منطقه خود و طرفداران نظام مشروطه ایران بود.

ججوخان یاور ستمدیدگان و زحمتکشان کرمانج و مردم محروم ایران بود و سیستم دمکراسی مشروطه را بعنوان حکومتی غیر متمرکز (نوعی فدرالیسم سنتی آن روزگار) مناسب ایران کثیرالمله می دانست که بواسطهء آن مطالبات و خواسته های بحق و قانونی مردم ایران برآورده می شد.

ججوخان با قوت گرفتن مخالفین آزادی و دمکراسی مشروطه در ایران، و با خیانت ستون پنجم ضد مشروطه که به یاری روسهای اشغال گر شتافته بودند، در بهمن ماه 1290 خورشیدی (1911 میلادی) در کوهای پر از برف آخ مزار و اسپیان (شمال شرق قوچان)، با مظلومیت تمام، در کمال جانفشانی برای دستیابی به حقوق ملی و فرهنگی خلق کرمانج، و احترام و حرمت گذاری به مردم و کشور خود به دست متجاوزین روس به شهادت رسید، و جان خود را مظلومانه فدای آزادی و دمکراسی مشروطه برای ایران نمود.

اما در آن سوی ایران، نیروهای مجاهدین مشروطه مناطق شمال و جنوب ایران ( 1288خورشیدی ‏/ 19 ژوئیه 1909) وارد تهران شدند و شاه و اطرافیانش به سفارت روس پناه بردند. انقلابیون مشروطه، مجلس عالی تشکیل دادند و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کردند و ولیعهد او احمد میرزا (احمد شاه) را به تخت نشاندند، به جای وی به سلطنت ایران و علیرضاخان عضدالملک رئیس ایل قاجار به نیابت سلطنت او برگزیده شد. بار دیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد (مجلس دوم یک سال پس از بسته شدن مجلس اول، با حضور شاه جوان گشایش یافت) و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطه خواهان پیروز شدند.

اما اقدام مجلس، در یکصد سال پیش آدم را بیاد سرنگونی امویان توسط قهرمان ایرانیان، ابو مسلم خراسانی و انتصاب عباسیان می اندازد. برای ما ایرانیان این سوال مطرح میشود که چرا ابومسلم خودش خلیفه نشد و ایرانیان را از دست بیگانگان برای همیشه راحت نکرد. و چرا مجلس بعد از عزل محمد علی شاه اعلام جمهوری نکرد و بجای او شخصی از قماش قاجار را شاه کردند.

در حدود هزار و صد سال پیش و در صد سال پیش چرا جایگاه خلیفه و شاه از نظر مردم ایران، مقدس و قابل احترام بوده؟ ابومسلم و مجلس اول در مقابل تاریخ به مسئولیت خود عمل کردند. ولی این انتخاب شدگان هستند که بعدأ » تو زرد» از آب درمی آیند. مجلس و مردم در آن زمان تجربه امروز را نداشتند و الا را ه حل ساده است.

دمکراتيزه‌ کردن ساختار سياسی در جامعه‌ء وحشتناک متمرکز ايران، تنها از طریق تقسيم عمودی قوا، يعنی تقسيم اختيارات و صلاحيتها بين حکومت مشترک مرکزی و حکومتهای ايالتی، و تقسيم افقی قوا (تقسيم و تفکيک سه‌ قوه‌) تأمين می شود.

برای تحقق دمکراسی در ایران، مناسب است که سیستم فدرال ایالتی به‌ خواست و اراده‌ی مردم پایه ریزی شود. هر ايالت حق اداره‌ء امور داخلی خود را از طریق پارلمان ايالتی، حکومت ايالتی، قوه‌ء قضايه‌ء ايالتی و دستگاه‌ امنيت ايالتی، داشته‌ باشد. مردم ايران در کنار پارلمانهای ايالتی خود همچنين پارلمان فدرال مرکزی را برخواهند گزيد که‌ از درون آن حکومت مرکزی ایران فدرال شکل خواهد گرفت که اداره‌ء‌ مهمترين امور مشترک کشور ایران در حوزه‌ء اختيارات آن خواهد بود.

در واقع این همان شیوه از دمکراسی غیرمتمرکز است که نیاکان ما (از جمله ججوخان در منطقه کرمانج شمال خراسان) در پدیده انقلاب مشروطه می خواستند به شیوه ای سنتی آن را پیاده کنند که ناتمام ماند.

ججوخان راه آزادگی و برابری ملی را با آگاهی، علاقه و شکوهمندی انتخاب کرد، و جان خود را فدای ارزشهای مدرن اجتماعی و آزاد کردن خلق خود نمود. نام ججوخان به نیکی در تاریخ منطقهء کرمانج و ایران همچون خورشیدی تابناک تا ابد می درخشد. ججوخان می خواست که حقوق فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ملی، و … خلق کرمانج و در واقع احترام به برابری حقوقی برای همهء ملیتهای ایران را تحت لوای حکومت غیرمتمرکز مشروطه ایران (فدرالیسم سنتی ایالتی – ولایتی) برآورده کند. ججوخان تلاش کرد تا با فرهمندی و شایستگی والای خود، روی نحوهء زندگی خلق خود در راستای شکوفایی و ارتقاء زندگی آنان، و نجات آنان از بی عدالتی حاکمین مستبد، و بازیابی شأن و منزلت رفیع پاره ملیت کرمانج در منطقه شمال خراسان اثر گذار و کارساز باشد.

اگرچه ججوخان با تلاش بی شائبه و خستگی ناپذیر خود به آمال و آرزوی خویش که همانا: آزادی، برابری، افتخار و احترام به هویت والای ملی کرمانج، شکوفائی و رفاه مردم آن دیار بود، دست نیافت، اما راه سربلندی، عزت و فرهمندی برای دست یابی به این مهم را برای نسلهای بعد از خود هموار کرد و رهنمون شد. روح پاک ججوخان در آسمان منطقهء کرمانج شمال خراسان در پرواز و تکاپو است و با آوای بلند، و بانگ و ندای رسا، مشتاقانه در تقلا و کند و کاو است تا جاری و ساری شدن آرزو و آرمان مقدس او را در سرزمین منطقهء کرمانج نظاره گر باشد. روح ججوخان در سرای ابدی او راحت و آرام نخواهد خفت، مگر اینکه مردم او در منطقهء کرمانج، حاکم بر سرنوشت خویش، راحت و در آرامش زندگی کنند.

اگرچه ملیت حاکم، همیشه در صدد این بوده است که اسم و رسم افراد و رهبران نامی ملیتهای محکوم را در نطفه خفه کند و برای رسیدن به امیال ناسالم خویش آنان را از صحنهء تاریخ ایران حذف کند، اما امروز به همت و تلاش فرزندان و تحصیلکردگان ملیتهای محکوم ایران، این شیوه از حکومت کردن و سانسور شرم آور به شکست مطلق خود رسیده است. پیروزی مردمان ایران برای ایرانی آزاد و آباد برای همهء ایرانیان، نزدیک است.

ججوخان، اگرچه تو در میان ما نیستی اما خون پاک تو در رگ و پی جوانان کرمانج شمال خراسان جاری است. سوگند به روح پاک و خون به ناحق ریختهء تو، تا رسیدن به حقوق ملیتی منطقه کرمانج، راهت ادامه دارد، …

ججوخان سردار ملی کرمانج
(منطقه کرمانج، شمال شرق ایران)

Cecoxan e, cecoxan e
Dijmen ji te herasan e
Xanê xanan Cecoxan e

Va çîyayî ha pir xopan e
Birîna wî pir bi jan e
Li dilê wî ma erman e

Hespî ceco hîn canî ye
Xorcîna wî tirmanî ye
Tifanga wî Almanî ye

ji xorcînê, ji xorcînê
Destmal daye ser birînê
Çekme kişand ji nav xwînê

Ceco bi xwe li gawê da
Gullêk lê ket li dawê da
Xwîn diçû bi ser kawê da

Cecoxano tu hişîyar wi(bi
Dijmin hatiye dibe dawi
Telê te ku peyda nawi(bi

Xanê xanan Cecoxan e
Dijmen dike herasan e

Cecoxan ji Zengilan e
Bi dû koştina selatan e
Hevdu dane ber gullan e
Xanê xanan Cecoxan e
Dijmen ji te herasan e

Ceco girt seri çîyan e
Li wan zawan kir tofan e
Wî ar berda selatan e
Xanê xanan Cecoxan e
Dijmen ji te herasan e

Çend şev û ro wî kir ceng e
Meydan li dijmin kir teng e
Selat mabûn mat û meng e
Xanê xanan Cecoxan e
Dijmen dike herasan e

Li zengilan bû bihar e
Zemîn bi xwîn lalezar e
Dijmin bûye tar û mar e
Xanê xanan Cecoxan e
Dijmen ji te herasan e

Cecoxan e, Cecoxan e
Xirab dike ambaran e
Dide feqîr bêçaran e

Cecoxan e, Cecoxan e
Sa xelkî xwe bûye xan e
Piştîvanê bêçaran e

Va serdara Cecoxan e
Tifang li warê pîlan e
Ar berda ye selatan e

Ceco derket ji serhedê
Selat çûne red bi redê
Xwîna wî berdane herdê

Xwe firoşan ji nizanî
Bi dijmin ra kir tebanî
Malik li kurmancan danî

Xanê xanan Cecoxan e
Dijmin dike herasan e

سازمان مردمی کرمانج
http://www.kurmanj.org

09/05/2011 at 11:03 بیان دیدگاه

کلمات معمول در منطقه کرمانج شمال خراسان

در اين نوشته تعدادی از کلماتی که در میان کردهای منطقه کرمانج (شمال شرق ایران) معمول هستند، ارایه شده اند، امید به اینکه عزیزان کرمانج در خراسان که علاقمند به این موضوعات هستند، آن را کامل کنند و روی وبلاگهای خود منعکس و در اختیار دیگران بگذارند

حیوانات Heywan

قوچ – میش Beran – mî (mih, mîh
بز نر – بز ماده Nêrî – bizin
گاو نر – گاو ماده Ga – mange
نریان – مادیان Hesp – mahîn (mehîn, mayn
الاغ نر – الاغ ماده Nêrker (nêre) – manker (mançe ker
سگ نر – سگ ماده Se ( kûçî / tule) – dêhl (dêlik
شتر نر – شتر ماده Nêr – meya

مرغ mirîşk
خروس dîk
جوجه Çêlik
بوقلمون elok
مرغدانی pûndik (pînik
پرکندن مرغ mirîşk pûrt kirin
اسب Hesp
نریان (اسب تخم کشی) Bergîr (hespê fal
مادیان Mahîn (mehîn
کره اسب Canî
کره اسب نر (کره اسب) Canîhesp
کره اسب ماده (کره مادیان) Canîmahîn
قاطر Qatir (qantir

الاغ Ker
الاغ نر Nêrker
الاغ ماده Manker (mançe ker
کره الاغ چند ماهه Kurîk
کره الاغ Cehşik (dahşîk
گوسفند Pez
اغنام و احشام جوان Sexel
گله گوسفند Kerîyê pêz
میش Mih (mî
گوسفند شکاری (وحشی) Pezkovî (pezkûvî
گوسفند سیاه (سیاه زاغی) Pezê qer
گوسفند سر سیاه Pezê serireş
گوسفند سر سفید Pezê sîs
گوسفند تمامآ سفید Pezê qereqaş
گوسفند سرخ فام (بلوطی رنگ) Pezê sor
گوسفند با پیشانی سفید یا سیاه Pezê beş
گوسفند تیره رنگ (سبزه تند) Pezê qemer
تاتو کردن گوسفند (نشان شناسایی مثل: برش گوش ، داغ کردن صورت) Dirûf (dirîv
محل خواب و استراحت گله گوسفند Guher (mexelgeh
حرکت دادن گله گوسفند از محل استراحتگاه Alguher kirin

گوسفندی که از گلهء صاحب خود جدا شده و در گله های دیگر سرگردان است Pezê avî (havî
قیچی پشم چینی Hevrîng
کسی که پشم گوسفند را می چیند Pezbir
پشم چین بره Berxbir
کسی که بره را می شوید (قبل از پشم چینی) Berxşo
محل شیردوشی گوسفند در محیط باز Bêrî
شیر دوشیدن Dotin (dohtin
دمباله (دنبه) گوسفند Dûw (dûv
قوچ دنبه دار (دمباله دراز) Daw (beranê bi daw
دم Boç (boçik, doçik
آغل محصور شده بره ها Koz (kozik
اخته کردن Xesandin / gon kişandin (Exte kirin
آغل گوسفند ، زاغه سکونت Gom
بره Berx
بره 6 ماهه تا 1 ساله Kavir
برهء ماده 1 تا 2 ساله Berindîr
میش 2 تا 3 ساله Xanberindîr
بره نر 1 تا 2 ساله Berindir
قوچ بالای 2 ساله Hogeç
قوچ Beran
بز ماده Bizin
بز پشم دار یا کرکدار (بز آنقوره) Bizina çûr (bizina bi tiftik
بز شکاری (وحشی) Bizinkovî (bizinkûvî
بز نر Nêrî
بزغاله کوچک Karik
بزغاله Kar
بزغاله 6 ماهه تا یک ساله Gîsk
بز 1 تا 2 ساله Tiştûr (tiştîr
بز ماده 2 تا 3 ساله Bizaştîr
بز نر 2 تا 3 ساله Hevûrî
بز نر پیر Qertenêrî
جونه گاو (گاو نر جوان Canega
گاو ماده Mange
گاو نر Ga
گوساله Golik
گاو 3 ساله Nogin
نوک پستان Cîcik
پستان Gan (gandîl
جگر سفید (ریه) Kezeb
جگر سیاه Cîger
جفت (دیواره پوششی جنین) Pizdan
رحم Zêhdan
کلیه (قلوه) Gurçî

شیردان بره (سلولهای آن سرشار از ماده شیمیایی رنین است که برای مایهء پنیر استفاده می شود) Şîlav (şîlaf
طحال، سپرز Fatik (fatereşk, dêdik
معده (شکمبه) Hûr (ûr
رودهء باریک Rûvîya zirav
حنجره، گلو، حلق، خرخره Qirtik (gewrî
گردن Stû (ustû, uskor, stukor
شکم درد Qolinc (zikêşî
پشم Hirî (herî
یرقان و زردی (بیماری آناپلاسموز، انگل خونی در گوسفند) Zerik (zerdî
شاربن (بیماری میکروبی باسیلوس آنتراکس) Nexweşiya reş (nesaxiya reş
کرم روده (بیماری انگلی دستگاه گوارش گوسفند) Mûmar
کچلی (بیماری انگلی بوسیله جرب و یا قارچ) Gurî
تاول Pifildîk
آبسه، ورم چرک دار Kunêr (kunîr
تب (میش تب دار) Ta (mîya bi taw / tawî
تورم و عفونت پستان Gahnreşk (gahnok / Ganik
آلودگی به کرمک (کرم حشره و مگس) Kurmî (kurmok / kurmik
آلودگی جگر به کرم کپلک (فاسیولا هپاتیکا) Kepelek
بیماری تب برفکی (پیکورنا ویروس) در گوسفند و بز Nexwaşîya tebeqê
بیماری سل (باسیل مایکوپلاسما توبرکلوزیس) Nexwaşîya sil
(پاکس ویروس) بیماری آبله Nexwaşîya xurî
بیماری میکروبی مشمشه (پسودوموناس مالئی) در اسب Nexwaşîya Yaman
گربه وحشی Pişîka becî / bejî (pişîka kovî
گورکن (جانوری وحشی) Kurebeşk (qorebeşk
غزال (آهو) Xezal

رنگ Reng

سفید Sipî
سیاه Reş
قرمز Sor
نارنجی Narinjî
زرد Zer
زرد متمایل به تیره Çiqer
سبز Kesk (sewz
آبی Şîn (hêşîn
قهوه ای Qehweyî
سبزه تند (تیره روی) Qemer
سبزه (تیرهء روشن یا کمرنگ) Esmer (qemerê vekirî
خاکستری (موی سیاه و سفید/ جو گندمی) Gewr (sipîya girtî
تمامأ سفید Qereqaş (gişt sipî
سفید روشن، زال (فاقد رنگدانه) Sîs
رنگ جگری Mor (binefşî
ارغوانی (قرمز زرشکی) Erxewanî
زرد متمایل به طلایی (بلوند) Kej
قرمز شرابی (کلاه قزلباشها این رنگی بود) Bor
خاکستری روشن (خاکستری کمرنگ) Boz
کاهی رنگ (رنگ کاه، رنگ نی) Qîç
سیاه زاغی Qer
بلوطی (قهوه ای مایل به قرمز – کهر) Şê
رنگ گندم Genimî
سفید شیری Şîrî
خاکی رنگ Xakî
صورتی رنگ Sûretî (pembe
ابرش (سرخ و سفید، سیاه و سفید) Belek (sorbelek, reşbelek
پنبه Pembû (pembo

گیاهان Gîya

گل زعفران Pîvik
گیاه رازیانه Heliz
آویشن Anix (çay anix
Şivîşk (çay şivîşk
ریواس Tirşok
نعناع Pûng
Sping
Gulpepok
Kema
گل سوسن Pelewêsk
Pelik
Selmek
کنگر Kereng
مارچوبه Mirçiliq
مریم گلی Kefxurk
گل نرگس Gula zer
اسفناج Pinjar
استوخدوس Tirîq
اسپند Orzeling
Qancîr (benîştê qancîrê
Tulî (benîştê tulîyê
Darmazî
Şorik
Doçbizin
Sûsik
گون، صمغ گون Gûnî / gwînî (Zincê gûnî
کاج (ارس) Merx
نوعی خار Qeretîkan
زال زالک Dalunek
(خیلی تلخ مزه است و برای قولنج / شکم درد استفاده می شود) Dermanê Rovîyan
نوعی گون (از ریشه این گیاه بجای صابون برای شستن لباس استفاده می کنند) Qarpac
جگن Qîyaq
درخت گز Gez
سبزه و گیاه Mere (mêre, mêrg
مرغزار (سبزه زار) Merezar (olengzar
گل آفتابگردان Guliro / guliroj
گل ختمی Hêro
مرزه (اکلیل کوهی ) Merze
شوید Gizirûng
پیاز کوهی Pîvazçe
ریحان Rêyhan
تره Tere
سیر Sîr
Gûlik
قارچ Kuvkar
پیچک Pêçek / nûsek

گورکن (مرده دزد) Kurebeşk (qorebeşk
گورکن: که آن را عامل حفظ و انتقال باسیل سل به حیوانات می دانند.

09/05/2011 at 10:55 بیان دیدگاه

به كوردستان خوش آمديد

احمد آلتان – مترجم: شیرکوه جهانی: ما احترام و علاقه خود را به شهروندان دوست و برادر کردمان در کردستان عراق ابراز میداریم. اما هنوز آن بخش از سرزمین کردها را که تحت حاکمیت داریم «کردستان» نمیخوانیم. هنوز در داخل ترکیه این کلمه را انکار میکنیم، از این کلمه ترسیده و آن را عامل تجزیه کشورمان میدانیم! و در عین حال رابطه چندان خوبی با هم میهنان جنوب شرق کشورمان (!) نداریم اشاره: «احمد آلتان» روزنامه نگار مشهور ترکیه است. وی یک روز پس از سفر اردوغان به شهر اربیل در جنوب کردستان (کردستان عراق) این مقاله را در روزنامه ی ترکی «طرف» منتشر کرده است. ترجمه ی مقاله از ترکی به کردی توسط صلاح بایزیدی و از کردی به فارسی توسط شیرکو جهانی صورت گرفته است.

دیروز نخست وزیر ترکیه «اردوغان» فردوگاه تازه تاسیس شهر اربیل را که از سوی متحدین ما ایجاد شده، افتتاح کرد. میدانم که این فرودگاه قبلآ در چه وضعیتی بود. کسانی که وارد فرودگاه میشوند، اولین چیزی که با آن برخورد میکنند این جمله است: به کردستان خوش آمدید. کسی که برای اولین بار از ترکیه به این مکان قدم بگذارد، این کلمه بسیار عجیب جلوه خواهد کرد: «کردستان»! این کلمه چنان مورد تبعیض و استعمار قرار گرفته است، چنان از زبان و تاریخمان محو گردیده است که با مشاهده آن تکان خورده و متعجب میشویم که چرا این نام را اینجا نوشتهاند! این شوخی نیست. صحبت از جامعهای است که در دوران حکومت عثمانیها نامش «کردستان» بود و امروزه آن را «جنوب شرق ترکیه» میخوانند! سالیان سال کلام کردی را ممنوع کردیم. کردستان را ممنوع کردیم. حتی از این هم بیشتر جلو رفته و صحبت کردن به این زبان را نیز ممنوع نمودیم. خوب که چه؟ به چه نتیجهای رسیدیم؟

امروز نخست وزیر دولت جمهوری ترکیه، فرودگاهی را افتتاح کرده است که بر سر درب آن جمله «به کردستان خوش آمدید» نسب است. از کسانی که این فرودگاه را ساختهاند تشکر کرده و اعلام میکند که از روز چهاردهم ماه آپریل به بعد، راه هوایی و پرواز مستقیم ترکیه به اربیل احداث خواهد شد. همچنان که «نچیروان بارزانی» چند روز قبل در طی مصاحبهای با «ناشا دوزال» روزنامهنگار روزنامه «طرف» ابراز داشته بود که دولت ترکیه میلیاردها میلیارد دلار در آنجا منافع دارد. هم ترکیه به کردستان جهت پیشرفت یاری میرساند و هم سرمایهداران کرد و ترک از ترکیه، در آنجا از سرمایهگذاری خود سود برده و همگی راضی و خشنود هستند.

باید نیز این چنین باشد. سالیان سال است که دولتمان از ترس ایجاد یک «حکومت کردی» به خود لرزیده است. همین بارزانی که امروز نخست وزیر اردوغان وی را «رئیس محترم» میخواند و همچنین همین طالبانی که امروز رئیس جمهور عراق است، قبلآ در ترکیه با توصیفات کریه و زشت نامشان بر زبان دولت مردان می آمد. همه اینها ناشی از یک ترس واهی و بی معنی بود. اکنون که نخست وزیر رجب طیب اردوغان در مراسم افتتاح فرودگاه (بین المللی) اربیل شرکت میکند، برایمان ثابت میشود که ترس ها بی خود و واهی بودهاند. اگر آن دسته از نیروهای نظامی و سیاسی ای که ترکیه را اداره کردهاند، قدرت پیشبینی و درک چنین رویدادی را داشتند، آیا ترکیه با رویدادهایی که در طی سی سال گذشته تجربه کرده است روبهرو میشد؟ بدون شک باید این سوال را امروز مطرح کرده و به پیش کشانید، چرا که با عصر و دوران سخت و متضاد دست به گریبان هستیم.

ما احترام و علاقه خود را به شهروندان دوست و برادر کردمان در کردستان عراق ابراز میداریم. اما هنوز آن بخش از سرزمین کردها را که تحت حاکمیت داریم «کردستان» نمیخوانیم. هنوز در داخل ترکیه این کلمه را انکار میکنیم، از این کلمه ترسیده و آن را عامل تجزیه کشورمان میدانیم! و در عین حال رابطه چندان خوبی با هم میهنان جنوب شرق کشورمان (!) نداریم. هر کاری که از دستمان می آمد، جهت جلوگیری کردن از ایجاد کردستان، دریغ نورزیدیم، اما نهایتآ توفیقی حاصل نکرده و کردستان ایجاد شد. آیا اتفاق بدی رخ داد؟ اکنون همسایهای داریم که میلیاردها دلار رابطه تجاری و داد و ستد با ما انجام میدهد. دولت ما بدون هیچ دلیلی مضطرب بوده و ترسیده است. ایجاد خط هوایی مابین ترکیه و کردستان، باز کردن کنسولخانه و شرکت در مراسم افتتاح فرودگاه در کردستان، مسائل خطرناکی نبودند که نگرانمان کنند. اکنون دیگر ما از کردستان عراق نمی هراسیم، اما از آنجا که به ترس عادت کردهایم، از کردستان تحت حاکمیت خودمان (کردستان ترکیه) در هراسیم ! به دلیل همین وحشت است که تا کنون دولت حقوق کردها را پایمال کرده است. زندگی دوزبانه را مردود دانسته، حق آموزش به زبان مادری را ممنوع کرده و از آنجا که نمیتواند نام هزاران ساله سرزمینی که عنوانش «کردستان» است را به زبان بیاورد، آن را «جنوب شرق» کشور میخواند.

پنج تا ده سال دیگر نیز شاهد خواهیم بود که در کردستان تحت حاکمیت خودمان نیز (کردستان ترکیه) فرودگاهی تاسیس خواهد شد که به هر دو زبان ترکی و کردی در همه گوشه و کنارههایش جمله «خوش آمدید» به چشم خواهد خورد. آنگاه نیز کسانی دیگر خواهند نوشت: ترسمان بیهوده بود. این همه سال را بدون دلیل هدر داده و ضایع نمودیم. انسانهای بسیاری، بدون دلیل از بین رفته و آزار کشیدند. واهمه بی اساس دولت و مصایبی که مردم چشیدهاند، بی معنی بودن جنگ و همچنین خونهایی که بیهودی ریخته شدهاند، مورد نقد قرار خواهند گرفت. مرور زمان، این واهمه جنون آمیز را از زندگی تفکیک خواهد نمود. اما تا وقتی که حقیقت پوچ بودن این ترس بر همگان آشکار خواهد شد، انسانهای زیادی قربانی شده و رنج خواهند کشید. اینها همان حرفهایی خواهند بود که امروزه ما بر زبان می آوریم. حقوق خلق کرد را فدای واهمههای خود نکنید. با ذهنیتی خشک و دگماتیک، حقوقشان را انکار ننمایید. در راستای ترس و وحشت کاذبی که در خود ایجاد کردهاید، بیش از این زمینه مرگ و نابودی مردمان را فراهم نکنید.

شما هرگز حتی تصورش را هم نمیکردید که یک روز یک نخست وزیر ترک در کردستان فرودگاهی را افتتاح کند. به همین دلیل یکبار دیگر با کلمات زیادی دست به گریبان شدیم. در عین حال تصور این را هم نمیتوانید بکنید که یکروز در ترکیه خودمان نیز در طی یک مراسم «دو زبانه»، فرودگاهی را افتتاح نماییم و اینگونه به خود آزاریمان ادامه میدهیم. به آنچه دیروز در فرودگاه اربیل اتفاق افتاد بنگرید و به سخنانی که در آنجا به زبان آمد توجه کنید. اعتراف کنید که واهمه سابقتان بی مفهوم بوده است. متوجه این امر نیز باشید که ترس کنونیتان نیز بی خود است. همچنین لازم است که این حقیقت را درک کنید که استقبال کردن از نخست وزیر ترکیه با پلاکارد به زبان کردی در یک شهر تحت حاکمیت ترکیه و استفاده از زبان کردی در یک مراسم رسمی، نه جای ترس و واهمه است و نه مایهی نگرانی و تردید، بلکه چنین رخدادی مایه سربلندی و افتخار نیز خواهد بود.

منبع: روزنامه طرف- چاپ ترکیه
اخبار روز

13/04/2011 at 13:22 بیان دیدگاه

وزش كوات در موسيقي كوردي كورمانجي

به تازگي گروهي از هنرمندان خوش ذوق كورمانج شمال خراسان اقدام به انتشار آلبومي به نام كوات نموده اند.اين گروه كه نام خود را نيز به همين نام -كوات-نامگذاري كرده اند (كوات در زبان كوردي كورمانجي به معني باد ملايم و گرم ميباشد) اولين آلبوم خود را به همراه شش آهنگ و با تنظيم علي جافري و با سرپرستي آقاي محسن ميرزاده از طريق سايت خود منتشر كرده است.
شايان ذكر است كه اين آلبوم با اجرايي متفاوت از آنچه تاكنون از اين موسيقي به اجراء درآمده با استقبال بي نظري از سوي كوردهاي اين خطه روبرو شده به گونه اي كه در اكثر منازل و خودروها مردم به شنيدن اين آلبوم ميپردازند و در محافل به تمجيد از اجراء اين گروه ميپردازند.
اعضاي اين گروه عبارتند : از خانم يلدا عباسي خواننده و نوازنده دوتار، آقاي محسن ميرزاده خواننده ونوازنده دوتار، قاسم اهوراكي نوازنده سنتور، حسن كوهستاني ويولن، مسعود عابدين نوازنده عود، شاهرخ شيران نوازنده تار، مهدي رحيم زاده نوازنده كمانچه و ميثم قاضي ميرسعيد اجراي آواز
نشاني سايت گروه كوات : http://www.kuwtmusic.com
نشاني وبلاگ شخصي خانم يلدا عباسي: http://kuwat.blogfa.com
براي دانلود آلبوم ميتوانيد روي لينك زير كليك نمائيد :
دانلودDownload

23/11/2010 at 12:28 بیان دیدگاه

موسیقی كورمانجي خراسان به ميراث جهاني پيوست

موسیقی كورمانجي(مقامي شمال خراسان) به همراه چهار اثر دیگر از ایران به عنوان میراث فرهنگی جهان در سازمان یونسکو به ثبت رسید. ورزش زورخانه ای، فرش کاشان، گلیم و گبه شیراز، تعزیه و موسیقی مقامی شمال خراسان در فهرست میراث فرهنگی سازمان یونسکو به ثبت رسید.
کشور ایران برای ثبت آثار در فهرست میراث معنوی یونسکو در سال جاری پنج اثر معرفی کرده بود که شامل موسیقی مقامی شمال خراسان، آیین های پهلوانی در زورخانه، هنرهای دراماتیک در تعزیه، روش های سنتی در بافت فرش های سنتی در فارس و کاشان بود.
کنوانسیون حفاظت از میراث معنوی که در سال 2003 به تصویب 132 کشور رسیده حمایت از آثار فرهنگی و سنت های شفاهی و هنرهای نمایشی و رسوم اجتماعی و آیین و جشن ها و مراسم و شیوه های مربوط به بهره گیری از طبیعت و دانش های سنتی نظیر انواع صنایع دستی را در بر می گیرد که هدف از آن ضمن حفظ این میراث های سنتی احترام به تنوع فرهنگی و روش های خلاقانه هنر غیر ملموس بشر در سرتاسر جهان است.
میراث معنوی جهانی تا کنون 166 اثر از 77 کشور جهان را به عنوان آثاری جهانی ثبت کرده است.
منبع: CHN ، BBC

22/11/2010 at 15:22 بیان دیدگاه

دانلود آهنگ كورمانجي رندا مه ن با صداي ابراهيم

با احترام به علاقه دوستان به آهنگهاي كورمانجي در اين پست هم آهنگ زيباي ره ندا مه ن رابا اجراي ابراهيم تاتليسس را براي دانلود دوستان قرار ميدهم

Continue Reading 04/06/2010 at 13:43 3 دیدگاه

دانلودآهنگ كورمانجي شمامه(Şemmame) با صداي ابراهيم تاتليسس

در اين پست براي علاقه مندان به موسيقي زيباي كورمانجي آهنگ شمامه را با اجراي ابراهيم تاتليسس را براي دانلود دوستان قرار ميدهم كه اميدوارم فرصت را براي شنيدن اين آهنگ زيبا از دست ندهند.
براي رفتن به صفحه دانلود روي عنوان مطلب كليك نمائيد.

Continue Reading 16/05/2010 at 15:57 2 دیدگاه

نوشته‌های پیشین


پیش‌گفتار :

بعد از مصدود شدن تارنگار کُرمانج‌و‌کُرد بنا نهادیم فعالیت خود را در عرصه فرهنگی و اطلاع رسانی در زمینه ملت کهن و ریشه دار کوردِ کورمانج به این نشانی انتقال دهیم و به مسببین فیلتر تارنگار کُرمانج‌و کُردبفهمانیم ما کورمانجها ثابت قدم‌تر از آنیم که بخواهیم با این حربه‌های ناکارآمد در دنیای مجازی میدان را خالی کنیم، همچنانکه اجداد ما در طول تاریخ مفهوم ماندگاری را به عینه به فعل رسانده‌اند و ما میراث‌داران این فرهنگ هم رهرو اجداد خود خواهیم بود که غیر این ما را نسزد.

RSS جمله برگزیده روز

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

دانلود دستور زبان کوردی کورمانجی

دانلود موسیقی کوردی و کورمانجی

RSS مطالب سایت‌های کوردی و کورمانجی :

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS کوردانه

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS تازه ترینها

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS موج سبز آزادی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS خبرهای رادیو زمانه

RSS آخرین خبرهای DOXDO

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS خبرگذاری فعالان حقوق بشرایران

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
امپراتوری ماد و جایگاه کنونی کُردها

RSS همبستگی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
Persian Websites Directory