حرکت تاریخی کورد به خراسان و یا بازگشت تاریخی کورد به کوردستان؟
20/01/2009
امید است دوستان با اظهار نظرهای خود و تکمیل این مقاله به دانستهای ما در زمینه ارتباط با فرهنگ کوردستان بزرگ بیفزایند و در رسیدن این مهم به سر منزل مقصود یاری رسانند.
***
اگر کمی تاریخها را گرد نماییم کردها سابقه ای 400 ساله در خراسان دارند هرچند از وجود کردها در خراسان درسوابق دور در کتب مختلفی یاد شده است ولی ما به همان کوچ بزرگ بسنده می کنیم که در تاریخ نویسی کردهای امروزی به نام حرکت تاریخی کرد به خراسان نام گرفته است.از زمان استقرار کردها درخراسان اتفاقات مختلفی روی داده است اتفاقاتی که خواه ناخواه بر روی زندگی و حیات کردهای خراسان تاثیرگذار بوده است از جمله این تاثیرات گذشت زمان و مجاورت با همسایگانی بوده است که در کردستان وجود نداشته اند از جمله ترکمنها و غیره که باعث اختلاط زبانی با زبان کردی شده است و به مرور زمان واژگانی از زبانهای مختلف به زبان کردی و یا بلعکس راه یافته است و باعث تفاوت زبانی از لحاظ لهجه میان کردهای خراسان و کردهای کردستان شده است و همچنین به علت اینکه اکثریت کردهای کردستان ایران به جز منطقه شمالی به لهجه ای به جز کرمانجی سخن می گویند ارتباط میان این دو بخش خواه ناخواه تحت تاثیر این تفاوت زبانی قرار گرفته است از سویی دیگر استقرار کردها در خراسان باعث به وجود آمدن فرهنگ خاص و منحصر به فرد کردهای خراسان شده است و بهتر است بگوییم که کردها به محیط خراسان با وجود تمام ناملایمات طبیعی و انسانی خو گرفته اند. پس از بیداری فرهنگی کردهای خراسان که تقریبا به یک دهه پیش بازمی گردد موضوعی همیشه ذهن فعالان فرهنگی، سیاسی و مدنی کرد را به خود معطوف کرده است که نقش کردها در زمان حال در خراسان چیست؟ و هنگامی که بنا به ضرورت کوچی در کار بوده است بنا به همان ضروریات بازگشتی هم در کار خواهد بود؟ باید این واقعیت جغرافیایی را پذیرفت که کردستان امروزه میان 4 کشور تقسیم شده است و همچنین موطن اصلی کردهای خراسان میان دو کشور ایران و ترکیه نیز تقسیم شده است و نهایتا اگر طرح بازگشت در میان باشد عملی ترین گزینه استقرار کردهای خراسان در منطقه شمال کردستان ایران است و این منطقه ظرفیت جمعیت 2 میلیونی کردهای خراسان را ندارد و در بخشهایی از موکریان نیز این اسکان باید صورت گیرد که اگر واقعیت های امروز را در نظر بگیریم انتقال این جمعیت 2 تا 3 دهه به طول می انجامد و از سوی دیگر تبعات اجتماعی و اقتصادی بیشماری را برای جامعه کردستان در بر خواهد داشت. شاید بهترین گزینه در این میان منتظر فرآیند فدرال شدن ایران است به طوری که هر حادثه ای در صحنه سیاسی ایران روی دهد هر دولتی باید فرآیند فدرالی شدن کشور را در پیش بگیرد به طوری که این موضوع در سیستم کاملا منسجم گرا و متشکل گرای جمهوری اسلامی نیز در طی مجلس ششم یا همان مجلس اصلاحات مطرح شد که آنطور که در خاطرم است نمایندگان مجلس به خاطر عدم تطابق این طرح با وضعیت کنونی کشور با آن مخالفت کردند ولی حتی طرح این موضوع خود نقطه عطفی است و دورنمایی از آینده را برای ما آشکار می سازد و باید دانست که این فرآیند حتما به وقوع می پیوندد و راه گریزی از آن نیست مثل ورود اینترنت چون بدون ان ما نمی توانیم همگام با دنیا پیش برویم و شاید بهترین مثال در این زمینه فرآیند جهانی شدن باشد. متاسفانه در مقابل ذهنیت بسیار خطرناکی وجود دارد که از سوی برخی فعالان مطرح شده است که به نوعی فرار از مساله است این دیدگاه معتقد است که هر فعال کرد که به لحاظ آگاهی در مورد مساله کرد به حد مطلوب رسید می تواند این منطقه را ترک کند و به جمع دیگر کردها در کردستان 4 پارچه بپیوندد ولی این دیدگاه چیزی جز فرار از مساله پیش روی کردهای خراسان نیست و بهتر است بگوییم به نوعی مردم خویش را به حال خود رها کردن است در هر جامعه ایی نویسندگان،دانشجویان ،هنرمندان ،روزنامه نگاران و دیگر فعالان سیاسی و مدنی چشم ها و گوشهای بیدار مردم جامعه خود هستند تا در میان مشکلات روزمره و معیشت به سمت و سوی حرکت جامعه خود دقیق باشند و از انحراف و سقوط اجتماع خویش جلوگیری نمایند پس خالی شدن منطقه کردستان خراسان از این گونه افراد اشتباهی بزرگ و عملا خیانت به توده های ملت کرد است چرا که رسالت این افراد آگاه سازی دیگر توده ها از حقوق ملی و انسانی آنهاست در عین حال برای جلوگیری از آسمیله شدن فرهنگ کردی ارتباط با کردستان امری حیاتی است به خصوص اینکه می توان از دستاوردهای کردستان بزرگ در امر به روز شدن فرهنگ کردی استفاده های شایانی نمود. استقلال این منطقه آن هم در همسایگی ایران و ترکمنستان که از استانهای ایران است!!امری عاقلانه نیست و ادامه حیات این منطقه در چهارچوب ایران فدرال قطعا بهتر خواهد بود و به علت عدم رشد فکری دیگر ملیتها ی قالب از لحاظ درک مساله حقوق انسانی و ملی کردهای خراسان این گزینه بهترین و در عین حال با آرامش ترین روش ممکنه است و طرح تفکراتی مثل ایدئولوژی حزب کانی که وابسته به پژاک که آن هم وابسته به حزب کارگران کردستان ترکیه بود در مورد استقلال منطقه کردستان خراسان بسیار ساده لوحانه و بدون توجه به خصوصیات منطقه و همسایگان و موقعیت اجتماعی آن است چون اینجا اروپا نیست و منطقه ما مونتنگرو نیست که با یک انتخابات به استقلال دست یابد و دور و اطراف ما انسانهایی یافت نمی شوند که به این فرآیند دمکراتیک ما کردهای خراسان احترام بگذارند و آن را درک نمایند و در رد سیاست حزب کانی همین کافی است که بگوییم سیاست های وارداتی پژاک به این منطقه نه تنها مشکلی را حل نکرد بلکه بر اساس پیشبینی های صاحب نظران فقط وقت و انرژی و امکانات کردهای خراسان تلف شد اینک پژاک رسما عملیات مسلحانه را متوقف کرده است و اعلام کرده است که ادعای خود را در زمینه جدایی از ایران پس گرفته است و به علت کمبود امکانات دیگر قادر به فعالیت خود نیست که این نتیجه عدم شکل گیری پژاک در میان بدنه جامعه کرد است حزبی که به جای شکل گیری در میان مردم جامعه در کوهها و در میان کمپهای نظامی و بر اساس تزهای رهبران خود و نه بر اساس نیازهای جامعه کردستان ایجاد شود سرانجامی بهتر از این نخواهد داشت و با وجود سکوت دیگر احزاب برای جلوگیری از ایجاد تشتت و تفرقه در میان ملت کرد این حزب بدون کوچکترین مزاحمتی به کار خود ادامه داد و امروزه با تحمل کشته های فراوان و به زندان افتادن بسیاری از افراد تشکیلات مخفی آن بدون هیچ گونه دستاوردی در برابر ملت کرد چه جوابی ارایه خواهد داد؟ همانطور که از قبل پیش بینی می شد به علت عدم اصالت این جنبش چیزی جز خسارت و تاخیر در فرآیند دستیابی ملت کرد به خواسته های انسانی و ملی به بار نیاورد و در این میان کردهای خراسان به علت احساسی عمل نمودن و پیروی اکثر فعالان به طور محض از سیاستهای پژاک متحمل بیشترین خسارت گشتند و تلاشهای دیگر فعالان چپ و سوسیال دمکرات را به باد فنا دادند شاید اینکه پیشبینی های ما درست از آب درآمد به نوعی حرف و نظرات ما را به کرسی بنشاند ولی باید از خود بپرسیم به چه بهایی؟به بهای اینکه هریک دیگری را به خیانت متهم کردیم انرژی و سرمایه های فراوانی به هدر دادیم و دست آخر جنبش کردهای خراسان در داخل در شرایط فعلی به شکست سنگینی منتهی شده است و این شکست جز با شناسایی و تبین ایدئولوژی و برنامه ریزی برای این منطقه قابل جبران نیست بدون در نظر گرفتن نیازها و شرایط جامعه کردستان خراسان دستیابی به خواسته ها و حقوق انسانی و ملی در این منطقه امکان پذیر نخواهد بود باید کسانی که تاکنون با رهبری اشتباه و بی مسئولیتی خود باعث این شکست شده اند به اشتباهات خود اعتراف کرده و در صدد جبران آن برایند تا بیش از این درجا نزنیم و یاد بگیریم که هر کسی با ادعای کرد بودن و حمایت از فرهنگ کردی در انتخاباتهای مختلف از جمله شورای شهر و مجلس از آرای ملت کرد خراسان سوئ استفاده ننماید و سوار بر گرده ملت کرد نشود و باید موضع خود را روشن نماید . در ادامه باید گفت که پیروی از سیاستهای وارداتی باعث جدایی هرچه بیشتر فعالان کرد از متن جامعه می شود ما انقدر که از کردستان دارای اطلاعات و آگاهی هستیم از جامعه خود در اینجا اطلاعی نداریم در عین حال همراهی با سیاست های رسمی در زمینه مسایل مذهبی و همگرایی با مرکز عملا باعث سرعت گرفتن فرآیند آسمیله شدن در میان کردهای خراسان می شود بدون یکپارچه سازی اقدامات و تلاشها و امکانات فقط محکوم به درجا زدن هستیم ما آن روز که از کردستان مهاجرت کردیم به طور موقت نبود بلکه برای یافتن جایی بودیم که بتواند ظرفیت رشد روزافزون جمعیت ما را داشته باشد و نیازهای مادی ما را تامین نماید در حال حاظر ما بزرگترین ترکیب جمعیتی درخراسان بزرگ هستیم و تاکنون از این ظرفیت بالقوه خود استفاده نکرده ایم چون چیزی را بر مبنای کرد بودن خود طرح ریزی نکرده ایم در مراسم جعفر قلی هنرمند ما پشت تریبون می رود و می گوید:سلام بر همه مسلمانان جهان؟!! آیا مسلمان بودن ما بر کرد بودن ما ارجحیت دارد؟آیا باید این چنین استنباط کرد که هر کردی مسلمان است و هر مسلمانی کرمانج؟ دقدقه هویت و تعیین رابطه ما با کردستان بزرگ در حال حاظر بزرگترین چالش کردهای خراسان است از جمله نقاط قوت ما: در اینجا جمعیتی معادل 4 برابر استان ایلام یکی از استانهای کردنشین در کردستان ایران جمعیت داریم از سابقه تاریخی و حکومتی به صورت خودمختار بهره مند بوده ایم و در حال حاظر میزان بیسوادی در بین کردهای خراسان 23 درصد است که در برابر بلوچها که دارای آمار بیسوادی 70 درصد هستند در وضعیت بهتری هستیم میزان توسعه آموزش عالی در میان خانواده های کرد در حال فزونی است و جنبش دانشجویی ما در طول یک دهه گذشته به بهترین نحو ممکن عمل نموده است هرچند جناح سنت گرایان و وابستگان به جریان اصلاحات حرکت آن را کند نموده اند، ولی نکته اساسی در اینجا عامل ارتباط با کردستان بزرگ فراگیری رسم الخط و پاراستن زبان کرمانجی در برابر لهجه های بومی آفریقایی در اینجاست زیرا می توانیم بدین وسیله دستاوردهای دیگر کردها را مورد مطالعه قرار داده و با آنها ارتباط برقرار نماییم در بخش دیگر افزایش حضور کردهای خراسان در دنیای مجازی اینترنت است زیرا به سهولت میتوان با هر کجای دنیا ارتباط برقرار کرد و آخرین دستاوردهای هنری و فرهنگی کردستان بزرگ را دریافت نمود وباید به این موضوع اعتراف کرد از زمان خلقت اینترنت توسط خدای بزرگ ما بیشترین بهره را از آن برده ایم به سهولت اطلاعیه های گروهها و مراکز فرهنگی به دستمان می رسد و در آخرین مورد که برای خود من اتفاق افتاد پس از آماده سازی کتاب دوستم جناب آقای بلخکانلو در زمینه دستور زبان کرمانجی و دریافت آن توانستیم به کمک دیگر دوستان نسخه PDFکتاب را در اختیار بیش از چند هزار نفر از دوستان قرار دهیم هرچند حضور کردهای خراسان کمی در این صحنه دیر هنگام بود ولی بیشترین کارکرد را برای ما داشت . از دیگر مسایل در زمینه ارتباط با کردستان بزرگ تقویت NGOها است که می توانند بستر ارتباط مناسب میان فعالان فرهنگی مدنی و اجتماعی و دیگر حوضه ها را فراهم سازند که این مورد در قانون تشکیل سازمانهای مردم نهاد نیز پیش بینی شده است و دلیلی بر کودتای کردهای خراسان با همدستی کردهای غرب ایران و عزیمت برای فتح تهران نیست دیگران اشتباه برداشت می کنند این دیگر مشکل ما نیست ولی حتی در این خصوص بدون همکاری جریانهای دانشجویی و سنت گرا این امر امکان پذیر نیست. روش دیگر ارتباط گروههای فرهنگی و هنری است به خصوص شرکت در مسابقات و مراسمات فرهنگی هنری در کردستان بزرگ و بالعکس که زمینه ارتباط بیشتر را فراهم می سازد هرچند بعد از حضور این افراد در کردستان کسی یقه آنها را نگیرد و نگوید شما در آنجا چکار می کردید؟!!! روش دیگر راه اندازی بخش مطبوعاتی در اینجاست که متاسفانه از زمان تعطیلی مجله کرمانج دیگر شاهد عزم کسی نبودیم و اگر هم مقاله ای در جایی چاپ شد برخورد مناسبی با آن نشد به طور نمونه به من می گفتند که مهم نیست که در مقاله ات چه نوشته ای مهم این است که چه کسی نوشته است؟ جلل الخالق این هم از معجزات الهی است که در مدت زندگی خودمان شاهد آن بوده ایم به هر حال با چاپ مقالات متعدد در مطبوعات می توان تسلط هویتی ما را در این سرزمین تثبیت نمود و از تله و به قول خودمان (داف) بایکوت رهایی یابیم. در عین حال باید به موضوع توسعه نشر به زبان کردی و همچنیت تدوین کتب با موضوع کرد باید در دستور کار قرار گیرد تا هر چه بیشتر به غنای فرهنگی و هنری در متنی علمی افزوده شود و به طور مثال در بجنورد دو انتشارات عضدی و سالوک بیشترین کمک را می توانند به این امر نمایند. و شاید اخرین روش که من آن را به عزیزان فراری از قید و بند توصیه نمی کنم پیوندهای خانوادگی میان دو کردستان است چرا که نه ما در اصل با هم ایلی های خود در آن سرزمین وصلت می نماییم و این روش باعث پیوند هرچه بیشتر خانواده ها و ایلهای کردستان خراسان با کرستان بزرگ است و در این باره زیاد وارد جزئیات نمی شوم چون دیگر روش و نحوه آن از دایره تجربیات و آگاهی های ما خارج است. هم اینک ما در کردستان دارای قشر دانشگاهی باسواد ،وکیل و هزاران تخصص دیگر هستیم دارای هنرمندان منحصر به فرد هنری غنی و فرهنگی پربار هستیم که خیلی به ندرت چه به عمد و چه به صورت سهوی کمتر راجع به آن تحقیق شده است. این مردمان که روزگاری ایران را از چند امارت طاعون زده به صورت یک سیستم سیاسی یک پارچه در زمان صفویان درآوردند خود در گمنامی و بی خبری نگه داشته شده اند و حال در یر روی یک پاشنه نمی چرخد و سیر بازگشت به هویت کردستانی این منطقه همچون جهانی شدن یک فرآیند گریزناپذیر است و کسی نمی تواند جلوی ارتباط روح این ملت را با سرزمین مادریشان یعنی کردستان را بگیرد امروزه دیگر آن دوران ناصرالدین شاه قاجار نیست که حاکمان محلی خود را از ارتباط با دنیای خارج منع می کرد و دیگر کسی نمی تواند به این نصیحت عمل نماید که هر گاه خواستی بر کسی سوار شوی او را فقیر و بیسواد نگه دار. به هر حال عملی نمودن روشهای فوق بیشتر در حوزه جنبش دانشجویی است برای اینکه در طول مدت تحصیل با گروههای مختلفی از اقسا نقاط کردستان در تماس هستند و فرصت و انرژی و آگاهی لازم را در این زمینه دارند که همه این ویزگیها برای انجام این مهم فراهم است.
به قلم: آقای علی قلیچ زاده
Entry Filed under: تاریخ کورمانج و کورد. برچسبها: kormanj, kurd, kurdish, kurmanj, کورمانج, کورد, کوردهای خراسان, کوردستان, کرمانج, کرد.
6 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed




1. ali | 20/01/2009 at 15:48
با سلام خدمت جناب آقای کرمانج رزمان
در حال حاظر در حال ترجمه مقاله ای کوتاه در مورد گلیم های کردی هستم که برایتان ارسال می کنم امیدوارم بتوانم کم کاریم را که در اثر غیبتم بود جبران نمایم.
با تشکر علی قلیچ زاده
2. مهنان | 21/01/2009 at 00:21
با درود
بسیار زیبا بود خیلی لذت بردم. امیدوارم همواره موفق و کامروا باشید .من کرد تبار هستم ولی متاسفانه سالهای مدیدی است که بعلت شرایط جغرافیائی واجتماعی ارتباطم با زبان کردی قطع شده .
3. کورمانج رزمان | 21/01/2009 at 13:35
بادرود فراوان خدمت شما برادر گرامی به شخصه بسیار خوشحالم که اجازه میدهید از مطالب دست اولتان استفاده کنیم امیدوارم که همیشه پایدار باشید
4. ali | 21/01/2009 at 17:50
کاک رزمان عزیز این افتخاریست که نوشته های من در این وب سایت منتشر می شود ما همه به ژنتیک کرد بودن خود بدهکاریم و این چیزی جز انجام وظیفه نیست و الان هم یک مقاله در مورد پروفسور حسین زاده از کردهای شمال خراسان ترجمه کرده ام و برایتان ارسال می کنم.
با تشکر علی قلیچ زاده
5. سیامک_چابهار | 09/07/2009 at 10:15
سلام
واقعا زیبا بود دوست عزیز
6. رضا اميني خبوشان | 31/07/2009 at 14:10
مطالب خوب بودند اميدوارم كه ادامه داشته باشد